گاهی زبانآموزان بعد از ماهها مطالعه گرامر و لغت، هنوز احساس میکنند مکالمهشان «طبیعی» نیست. دلیلش معمولاً این است که زبان واقعی فقط از واژهها و ساختارها ساخته نشده؛ بخش مهمی از آن را اصطلاحات، عبارات رایج و الگوهای طبیعی گفتار تشکیل میدهند. Idiomها دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکنند. وقتی یک زبانآموز بداند در چه موقعیتی باید بگوید Time flies یا چه زمانی از Break the bank استفاده کند، فاصلهاش با انگلیسیِ کتابی کمتر و به انگلیسیِ واقعی نزدیکتر میشود.
در واقع، یادگیری اصطلاحات انگلیسی فقط برای زیباتر حرف زدن نیست؛ بلکه برای درک بهتر فیلم، پادکست، کلاس، مکالمه روزمره و حتی متون آموزشی هم ضروری است. به همین دلیل، در مسیر حرفهای یادگیری زبان، همانقدر که روی لغت و گرامر کار میکنید، باید روی عبارات پرکاربرد هم تمرکز داشته باشید. اگر بهدنبال یک مسیر اصولی برای تقویت مهارتهای زبانی هستید، آشنایی با منابع آموزشی و کلاسهای هدفمند در آموزشگاه بستاک میتواند شروع خوبی باشد.
در این مقاله، 25 اصطلاح پرکاربرد انگلیسی درباره زمان، پول و موفقیت را با ترجمه فارسی، توضیح ساده، مثال واقعی و سناریوی کاربردی مرور میکنیم تا هم برای یادگیری روزمره مفید باشد و هم در مکالمه و نوشتار بتوانید از آنها استفاده کنید.
فهرست مطالب
- اصطلاحات انگلیسی درباره زمان
- اصطلاحات انگلیسی درباره پول
- اصطلاحات انگلیسی درباره موفقیت
- جدول خلاصه برای مرور سریع
- چگونه idiom ها را بهتر یاد بگیریم؟
- FAQ
اصطلاحات انگلیسی درباره زمان
زمان یکی از رایجترین موضوعات در مکالمه روزمره است. از برنامهریزی و تأخیر گرفته تا سرعت گذر زمان، انگلیسی پر از idiom هایی است که درباره زمان صحبت میکنند.
1) Time flies
ترجمه فارسی: زمان خیلی سریع میگذرد
معنی: وقتی سرگرم هستی یا از کاری لذت میبری، حس میکنی زمان خیلی زود گذشته است.
مثال:
Time flies when you’re having fun.
وقتی خوش میگذرد، زمان خیلی سریع میگذرد.
سناریوی کاربردی:
فرض کنید در یک کلاس جذاب مکالمه شرکت کردهاید و ناگهان میبینید کلاس تمام شده است. اینجا دقیقاً میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید.
2) In the nick of time
ترجمه فارسی: درست در آخرین لحظه
معنی: رسیدن یا انجام دادن کاری درست پیش از دیر شدن.
مثال:
She got to the airport in the nick of time.
او درست در آخرین لحظه به فرودگاه رسید.
کاربرد واقعی:
برای موقعیتهایی مثل رسیدن به امتحان، تحویل پروژه یا سوار شدن به قطار و هواپیما بسیار رایج است.
3) Around the clock
ترجمه فارسی: شبانهروزی
معنی: بدون توقف و بهصورت مداوم.
مثال:
The support team worked around the clock.
تیم پشتیبانی بهصورت شبانهروزی کار کرد.
نکته:
این اصطلاح در محیط کار، پروژههای فشرده و شرایط اضطراری بسیار طبیعی است.
4) Beat the clock
ترجمه فارسی: قبل از تمام شدن زمان، کاری را انجام دادن
معنی: موفق شدن پیش از اتمام مهلت.
مثال:
We beat the clock and finished the task early.
ما قبل از تمام شدن وقت، کار را زودتر تمام کردیم.
5) Once in a blue moon
ترجمه فارسی: خیلی بهندرت
معنی: چیزی که بهندرت اتفاق میافتد.
مثال:
I eat junk food once in a blue moon.
من خیلی بهندرت غذای ناسالم میخورم.
سناریوی کاربردی:
اگر بخواهید درباره عادتی حرف بزنید که تقریباً هیچوقت انجام نمیدهید، این اصطلاح بسیار مناسب است.
6) Race against time
ترجمه فارسی: مسابقه با زمان
معنی: شرایطی که در آن باید خیلی سریع عمل کرد.
مثال:
Finishing the project before the deadline was a race against time.
تمام کردن پروژه قبل از ددلاین، یک مسابقه با زمان بود.

7) Time is money
ترجمه فارسی: وقت طلاست
معنی: زمان ارزشمند است و هدر دادنش هزینه دارد.
مثال:
Let’s get started. Time is money.
شروع کنیم. وقت طلاست.
نکته آموزشی:
این اصطلاح در کسبوکار، آموزش و حتی زندگی روزمره بسیار رایج است.
8) On the clock
ترجمه فارسی: در حال کار / در شیفت کاری
معنی: وقتی کسی بهطور رسمی سر کار است.
مثال:
He can’t talk now; he’s on the clock.
او الان نمیتواند صحبت کند؛ سر کار است.
اصطلاحات انگلیسی درباره پول
یادگیری idiom های مربوط به پول به شما کمک میکند مکالمات روزمره، اقتصادی و حتی محتوای شبکههای اجتماعی را بهتر درک کنید. این دسته از اصطلاحات بسیار پرکاربرد هستند.
9) Money doesn’t grow on trees
ترجمه فارسی: پول که روی درخت سبز نمیشود
معنی: پول بهراحتی بهدست نمیآید.
مثال:
Turn the heater off. Money doesn’t grow on trees.
بخاری را خاموش کن. پول که روی درخت سبز نمیشود.
سناریوی کاربردی:
این عبارت معمولاً برای تأکید بر صرفهجویی و مسئولیتپذیری مالی استفاده میشود.
10) Break the bank
ترجمه فارسی: خیلی گران بودن / بودجه را بههم زدن
معنی: خرید چیزی آنقدر هزینهبر باشد که فشار مالی ایجاد کند.
مثال:
This laptop is great, but it might break the bank.
این لپتاپ عالی است، اما ممکن است خیلی گران تمام شود.
11) Cost an arm and a leg
ترجمه فارسی: خیلی گران بودن
معنی: چیزی قیمت بسیار بالایی داشته باشد.
مثال:
That apartment costs an arm and a leg.
آن آپارتمان خیلی گران است.
تفاوت با مورد قبل:
گرچه هر دو درباره گرانی هستند، اما این اصطلاح بیشتر روی «بیش از حد گران بودن» تأکید دارد.
12) Save for a rainy day
ترجمه فارسی: برای روز مبادا پسانداز کردن
معنی: کنار گذاشتن پول برای شرایط سخت آینده.
مثال:
You should save some money for a rainy day.
باید مقداری پول برای روز مبادا پسانداز کنی.
13) Make ends meet
ترجمه فارسی: دخلوخرج را جور کردن
معنی: بهسختی از پس هزینههای زندگی برآمدن.
مثال:
Many young couples struggle to make ends meet.
بسیاری از زوجهای جوان برای جور کردن دخلوخرجشان مشکل دارند.
14) Pay through the nose
ترجمه فارسی: خیلی زیاد پول دادن
معنی: مجبور شدن مبلغی بیش از حد معمول پرداخت کنی.
15) Tighten your belt
ترجمه فارسی: صرفهجویی کردن
معنی: کم کردن هزینهها بهخاطر شرایط مالی.
16) Cash in on something
ترجمه فارسی: از چیزی سود بردن
معنی: از یک فرصت یا موقعیت به نفع خود استفاده مالی یا تجاری کردن.
17) A penny for your thoughts
ترجمه فارسی: به چه فکر میکنی؟
معنی: وقتی کسی در سکوت و فکر فرو رفته است، برای پرسیدن از ذهن او استفاده میشود.
اصطلاحات انگلیسی درباره موفقیت
این دسته برای زبانآموزانی که میخواهند در مکالمه، انگیزشیتر، طبیعیتر و حرفهایتر صحبت کنند بسیار مفید است. در کلاسهای پیشرفته، این اصطلاحات بهوفور در بحثهای شغلی، تحصیلی و توسعه فردی دیده میشوند. اگر هدف شما ارتقای مهارت مکالمه و پیشرفت قدمبهقدم در زبان است، آشنایی با دورههای آموزش زبان انگلیسی میتواند مکمل خوبی برای این نوع یادگیری باشد.
18) Hit the jackpot
ترجمه فارسی: به موفقیت بزرگ رسیدن / خیلی خوششانس شدن
معنی: نتیجهای بسیار عالی گرفتن.
19) Go the extra mile
ترجمه فارسی: فراتر از حد انتظار تلاش کردن
معنی: بیشتر از چیزی که لازم است، برای رسیدن به نتیجه خوب تلاش کنی.
سناریوی واقعی:
مثلاً زبانآموزی که فقط به کتاب اکتفا نمیکند و فیلم، پادکست و تمرین مکالمه هم دارد، دقیقاً دارد extra mile میرود.
20) Be on the right track
ترجمه فارسی: در مسیر درست بودن
معنی: روندی که دنبال میکنی درست و مؤثر است.
21) Rise to the top
ترجمه فارسی: به اوج رسیدن
معنی: در یک حوزه پیشرفت کردن و به سطح بالا رسیدن.
22) Keep your eye on the prize
ترجمه فارسی: چشم از هدف برنداشتن
معنی: روی هدف اصلی متمرکز ماندن.
23) Learn the ropes
ترجمه فارسی: فوتوفن کار را یاد گرفتن
معنی: با اصول و جزئیات یک کار آشنا شدن.
24) Climb the ladder
ترجمه فارسی: پلههای ترقی را طی کردن
معنی: در شغل، تحصیل یا موقعیت اجتماعی پیشرفت کردن.
25) Seize the day
ترجمه فارسی: از فرصت استفاده کن
معنی: لحظه و فرصت فعلی را غنیمت دانستن.
جدول خلاصه 25 اصطلاح برای مرور سریع
| Idiom | ترجمه فارسی | دسته |
|---|---|---|
| Time flies | زمان سریع میگذرد | زمان |
| In the nick of time | در آخرین لحظه | زمان |
| Around the clock | شبانهروزی | زمان |
| Beat the clock | تمام کردن قبل از اتمام وقت | زمان |
| Once in a blue moon | خیلی بهندرت | زمان |
| Race against time | مسابقه با زمان | زمان |
| Time is money | وقت طلاست | زمان |
| On the clock | در حال کار | زمان |
| Money doesn’t grow on trees | پول آسان بهدست نمیآید | پول |
| Break the bank | بودجه را بههم زدن | پول |
| Cost an arm and a leg | خیلی گران بودن | پول |
| Save for a rainy day | پسانداز برای روز مبادا | پول |
| Make ends meet | جور کردن دخلوخرج | پول |
| Pay through the nose | پول خیلی زیاد دادن | پول |
| Tighten your belt | صرفهجویی کردن | پول |
| Cash in on something | از چیزی سود بردن | پول |
| A penny for your thoughts | به چه فکر میکنی؟ | پول/مکالمه |
| Hit the jackpot | رسیدن به موفقیت بزرگ | موفقیت |
| Go the extra mile | فراتر از انتظار تلاش کردن | موفقیت |
| Be on the right track | در مسیر درست بودن | موفقیت |
| Rise to the top | به اوج رسیدن | موفقیت |
| Keep your eye on the prize | تمرکز روی هدف | موفقیت |
| Learn the ropes | یاد گرفتن فوتوفن کار | موفقیت |
| Climb the ladder | پیشرفت کردن | موفقیت |
| Seize the day | استفاده از فرصت | موفقیت |
چگونه idiom ها را بهتر یاد بگیریم؟
1) هر اصطلاح را با مثال یاد بگیرید
اگر فقط ترجمه را حفظ کنید، احتمالاً در مکالمه یادتان نمیآید. اما وقتی اصطلاح را در جمله واقعی ببینید، ماندگاری آن خیلی بیشتر میشود.
2) اصطلاحات را موضوعی دستهبندی کنید
همانطور که در این مقاله دیدید، دستهبندی بر اساس موضوعاتی مثل زمان، پول و موفقیت باعث میشود بازیابی ذهنی سریعتر شود.
3) در مکالمه کوتاه استفاده کنید
لازم نیست از روز اول جملههای پیچیده بسازید. از ساختارهای ساده شروع کنید:
Time flies.I’m on the right track.This phone costs an arm and a leg.We need to save for a rainy day.
4) از آموزش ساختاریافته کمک بگیرید
بسیاری از زبانآموزان اصطلاحات را میخوانند اما نمیتوانند استفاده کنند، چون فرصت تمرین هدایتشده ندارند. اگر در منطقه شهریار هستید و بهدنبال یادگیری هدفمند هستید، بررسی صفحه آموزش زبان در شهریار میتواند به شما دید بهتری از مسیر آموزشی بدهد.
5) بین زبانها ارتباط بسازید
وقتی یک اصطلاح انگلیسی را با معادل یا مفهوم فارسی آن مقایسه میکنید، یادگیری سریعتر میشود. مثلاً Time is money بسیار شبیه مفهوم فارسی «وقت طلاست» است.
یک نکته مهم برای زبانآموزان علاقهمند به انگلیسی و آلمانی
بسیاری از زبانآموزان پس از مدتی تصمیم میگیرند علاوه بر انگلیسی، زبان دیگری هم یاد بگیرند. در این مرحله، آشنایی با ساختارهای اصطلاحی در زبانهای مختلف بسیار مهم میشود، چون یاد میگیرید هر زبان فقط مجموعهای از لغات نیست، بلکه فرهنگ و الگوی بیان خاص خودش را دارد. اگر به این مسیر علاقهمند هستید، دیدن صفحه آموزش زبان آلمانی یا حتی آموزش زبان آلمانی در شهریار میتواند برای برنامهریزی آینده مفید باشد.
همچنین اگر هدفتان تقویت مکالمه روزمره و کاربردی در زبان انگلیسی است، صفحه زبان انگلیسی در شهریار میتواند به شما کمک کند گزینههای مناسبتری را بررسی کنید.
جمعبندی
یادگیری idiom ها یکی از مهمترین قدمها برای طبیعیتر صحبت کردن به انگلیسی است. اصطلاحات مربوط به زمان، پول و موفقیت جزو پرکاربردترین عباراتی هستند که هم در مکالمه روزمره و هم در محیطهای آموزشی و شغلی زیاد شنیده میشوند. اگر این اصطلاحات را فقط حفظ نکنید و در جمله، سناریو و تمرین واقعی به کار ببرید، بهمرور بخشی از زبان فعال شما میشوند.
3 تا 5 نکته کلیدی:
- idiom ها زبان شما را طبیعیتر و حرفهایتر میکنند.
- یادگیری موضوعی، سرعت حفظ و استفاده را بالا میبرد.
- مثال واقعی، بهترین روش برای ماندگاری اصطلاحات است.
- اصطلاحات زمان، پول و موفقیت از کاربردیترین دستهها هستند.
- تمرین منظم، فاصله بین «دانستن» و «استفاده کردن» را کم میکند.
CTA اختصاصی:
اگر میخواهید اصطلاحات انگلیسی را فقط نخوانید، بلکه در مکالمه واقعی استفاده کنید، بهتر است یادگیری را در یک مسیر هدفمند ادامه دهید. برای آشنایی بیشتر با دورهها، خدمات آموزشی و ارتباط مستقیم، میتوانید به صفحه تماس با ما یا درباره ما سر بزنید.
FAQ
1) Idiom در زبان انگلیسی دقیقاً چیست؟
Idiom یک عبارت ثابت است که معنی آن از کنار هم گذاشتن معنی تکتک کلمات بهدست نمیآید و باید بهصورت یک واحد معنایی یاد گرفته شود.
2) چرا idiom ها در مکالمه مهم هستند؟
چون انگلیسی طبیعی و روزمره پر از اصطلاحات است. بدون دانستن آنها، ممکن است حرف دیگران را کامل متوجه نشوید یا صحبت خودتان کتابی به نظر برسد.
3) بهترین روش یادگیری idiom ها چیست؟
یادگیری در جمله، دستهبندی موضوعی، تکرار در مکالمه و مرور منظم بهترین روشها هستند.
4) آیا میتوان از idiom ها در رایتینگ هم استفاده کرد؟
بله، اما باید با توجه به نوع متن استفاده شوند. در متنهای دوستانه، وبلاگی و نیمهرسمی بسیار مناسباند.
5) برای شروع کدام idiom ها سادهتر و کاربردیتر هستند؟
Time flies، Time is money، On the right track، Go the extra mile و Save for a rainy day از بهترین گزینهها برای شروع هستند.
6) آیا یادگیری idiom فقط برای سطح پیشرفته است؟
نه. زبانآموزان سطح متوسط هم میتوانند با اصطلاحات ساده و پرکاربرد شروع کنند.
7) تفاوت idiom با phrase چیست؟
هر idiom یک phrase است، اما هر phrase لزوماً idiom نیست. idiom معمولاً معنای غیرمستقیم و اصطلاحی دارد.


